خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
200
أخلاق الأشراف ( فارسى )
« راست فرمودى ، امروز به غايت آفتاب گرم است » « 1 » . و در تأكيد آن سوگند به مصحف « 2 »
--> - رسول ( ص ) را اوّل از همه نمازها ، نماز ظهر تعليم كرد » . ( غياث ، 150 ، هند ) . ابو الفتوح رازى گويد ( تفسير ، 3 / 483 ، شعرانى ) « . . . و قصر در نماز چهارگانه [ - چهار ركعتى ، مانند نماز دوگانه - نماز دو ركعتى ] واجب باشد از نماز پيشين و ديگر [ - ظهر و عصر ] و خفتن كه چهار دو شود ، فامّا نماز شام و بامداد بر حال خود بود در سفر و حضر » . ( 1 ) . اينجا طنز عبيد - به احتمال زياد - متوجه سعدى است يعنى داستان معروف شيخ را در گلستان ( باب اوّل ، « در سيرت پادشاهان » ، 64 ، فروغى ) در نظر داشته ، آنجا كه مىگويد : خلافِ راىِ سلطان راى جُستن * به خونِ خويش باشد دست شُستن اگر خود روز را گويد شب است اين * ببايد گفتن آنك ماه و پروين ( 2 ) . مصحف ( اسم مفعول از اصحاف - صفحات نوشته را در كتاب گذاشتن ؛ مجموعهء ورقهايى كه بين الدّفتين [ ميان جلد ] جاى دهند ؛ كتاب ؛ كتاب آسمانى و بويژه قرآن مجيد . ناصر خسرو در ردّ قول اشاعره در قديم بودن قرآن آرد ( جامع الحكمتين ، 222 ، كربن - معين ) : « . . . و اگر قرآن به قول اين گروه قديم است ؛ و خداى يكى است ، پس قرآن با خداى دو بوند نه يكى . و چون قرآن اين آيتهاى مفصّل مقروء مكتوب است ، پس بهرى از خداى تعالى اندر مصحف است . . . » بايد دانست كه در عرف مردم قرآن و مصحف يكى است ، ولى اصطلاحا آنچه را كه به زبان خوانده مىشود قرآن ، و آنچه را كه به دست مىنويسند مصحف مىخوانند « و يسمّى ما يقرأ باللّسان قرآنا ، و ما يكتب باليد مصحفا » ( شهرستانى ، نهاية الاقدام فى علم الكلام ، 311 ، آلفرد گيوم ) . اوحدى مراغهيى گويد ( كلّيّات ، جام جم ، 506 ، نفيسى ) : فضل و علمِ تو جز روايت نيست * با تو خود غيرِ اين كفايت نيست از حقيقت به دست كورى چند * مُصْحَفى مانْد و كُهنه گورى چند . خاقانى گويد ( ديوان ، 491 ، دكتر سجّادى ) : دل ز امَلِ دور كُن ز انكه نه نيكو بُوَد * مُصْحَف و افسانه را جلد بهم ساختن